سلام قند عسلممممم 
به سلامتی وارد هفته 23 شدیم. هر روز با بابایی روزهارو می شمریم تا برسه اون روزی که عشقمونو بغل کنیم. بابا احمد بعد از یک هفته ماموریت دیروز از سفر برگشت و دوباره دور هم جمع شدیم. خیلی این روزایی که بابایی نبود سخت گذشت اما دیگه تموم شد
جیگرم بابایی برات کلییییییییییییی لباس خوشمل آورده که دلمونو آب کرده... با کلی وسواس همه رو خریده برات یکی از یکی خوشمل ترن
کی بشه بیای و اینارو تنت کنم قند عسللللللل
پدر و پسر کلی با هم حال میکنین... بابایی رفته بود گپ برای خودش لباس خریده بود از همون جا هم برای گل پسرش خرید کرده بود
راستی فردا قراره 3 نفره بریم کنسرت اشتاد ناظری... مامانی خوب قبلش استراحت کن که اونجا قشنگ به موزیک گوش کنی و حالشو ببری. این اولین کنسرت 3 نفریه که میریم قربونت برررررم
خدااااااااااا این روزا رو به سلامتی بگذرون تا شادی خونمون تکمیل بشه
بازدید : 62 مرتبه | موضوع :
کودک شما چگونه تغییر می کند؟
اكنون كودك درون رحم شما مثل يك نوزاد ولي كمي كوچكتر است. او 27.7 سانتي متر طول و حدود 450 گرم وزن دارد. پوست او تا زماني كه به اندازه كافي وزن اضافه كند چروكيده به نظر مي آيد؛ و موهاي نرمي بنام لانوگو كه سر و بدن او را پوشانده ، قابل ديدن است. لبهاي او مشخص تر شده و دندانهاي او به شكل ريشه هايي در درون لثه اش ظاهر شده اند. هرچند چشمهايش رشد كرده اند اما عنبيه (بخش رنگي چشم) هنوز رنگدانه ندارد و رنگي نشده است. ابروها و پلكهاي چشمان او در محل خود قرار گرفته اند و لوزالمعده او (كه براي توليد هورمونها بخصوص انسولين ضروري مي باشد) به سرعت در حال رشد است.
شما چگونه تغییر می کنید؟
با بزرگ شدن شكم شما براي فراهم كردن فضاي لازم براي كودك در حال رشد ممكن است نشانه هاي كشيدگي را بر روي پوست خود مشاهده كنيد. بعضي از خانمهاي حامله دچار اين عارضه نمي شوند، اما تقريبا بر روي پوست نيمي از آنها آثار اين كشيدگي ظاهر مي شود. اين خطوط باريك كه از بافتهاي جديد از جنس پوست هستند، علاوه بر باز شدن پوست بعلت تغييرات هورموني در دوران بارداري ايجاد مي شوند و به رنگ صورتي تا قهوه اي پررنگ (بسته به رنگ پوست شما) هستند و ممكن است ضخامت آنها با افزايش سن حاملگي بيشتر شود. آنها نه تنها بر روي شكم بلكه احتمالا بر روي باسن، رانها و پستانها نيز ظاهر مي شوند. اثرات ثابت شده اي از اينكه محلولهاي طبي و لوسيونها از بروز اين خطوط رنگي جلوگيري كنند يا آنها را از بين ببرند، وجود ندارد. اما مي توانند خارش احتمالي ناشي از كشيدگي پوست را كاهش دهند. همچنين ممكن است ناف تورفته و زيباي شما تغيير شكل دهد، احتمالا سطح ناف شما ابتدا صاف شده و حتي به زودي بيرون مي زند؛ اما نگران نباشيد، به احتمال زياد بعد از زايمان به حالت طبيعي خود باز مي گردد.
يك تغيير ديگر كه ممكن است در دوران حاملگي در سطح پوست شما رخ دهد ظاهر شدن خالهاي نسبتا بزرگ است. در اين حالت قسمت كوچكي از پوست برآمده و سرخ مي شود و رگهاي خوني و همين طور زائده هاي متعددي ايجاد مي كند. اين عارضه در صورت، گردن، قسمت بالايي سينه و سينه ها ظاهر مي شود و علت آن نيز ميزان بالاي هورمون استروژن در دوران حاملگي است؛ معمولا پس از زايمان پوست به حالت طبيعي باز مي گردد.
قربونت برم پسرم که دیگه داری برای خودت مرد میشی

باز هم طبق معمول دعا میکنیم: خدایا از تو تواناتر نمی شناسم ، پسرم رو دست خودت سپردم
بازدید : 43 مرتبه | موضوع :
پسر گلم به سلامتی وارد 21 هفتگی شدی
اشالله صحیح و سالم پا به این دنیا بذاری و مامان و بابا رو خوشحال کنی... با گذشت زمان و بزرگتر شدنت زورت هم بیشتر میشه و لگدات هم محکمتر
تا اونجایی که اگه کسی دستشو بذاره رو شیمک مامانی متوجه ورجه وورجه هات میشه. دیروز خاله الناز خونمون بود و وقتی بهش گفتم داری لگد میزنی پرید دستشو گذاشت رو شیمکم و از اونجایی که گل پسرم خیلی مردم داره سریع دو تا لگد محکم زد و خودی نشون داد اما بعدش هر چی خاله التماش که یکی دیگه هم بزن دیگه حرکت نکردی!! آخه خاله مگه الکیه؟؟؟ چون خیلی دوست داشتم تازه همونم نشونت دادم!!! وگرنه که باید حالا حالا ها نازمو بکشید!
ما تا هفته 32 دیگه سونو نداریم و نمی تونیم عشقمونو ببینیم
من که از همین حالا کلی دلم برای پسملم تنگ شده اما اشکال نداره شما به خودت اون تو خوب برس که دفعه دیگه که اومدیم دیدنت حسابی تپل مپل شده باشی 
و در آخر دوباره : خدایاااااااا از تو تواناتر نمی شناسم ، پسرم رو دست خودت سپردم
بازدید : 64 مرتبه | موضوع :
جیگر مامان روز دوشنبه 25 مهر ماه 1390 با بابایی رفتیم سونو برای تعیین جنسیت و سلامتی شما... ساعت 7:20 بعدازظهر بود که نوبت ما شد. قلبم دوبرابر میزد از هیجان. میخواستم زودی بریم ببینم چقدر بزرگ شدی و چی باید صدات کنیم...
اون روز برای اولین بار صدات کردم : پسرم!!! زیباتررررررررررررررین واژه دنیا برای من
و اما از شیرین کاری های فسقلی : اول که رفتیم خیلی آقا دراز کشیده بودی و کف پاتو محکم چسبونده بودی به شیمک مامان
الهییییییییییی فدااااااااات بشم مامانی
نمی دونی چه حالی شدم وقتی اون پاهای کوشولوتو دیدم. بعد خانوم دکتر دستتو نشونمون داد که مشت کرده بودی و داشتی شصتتو تکون میدادی!! بعد چند لحظه مشت فسقلیتو باز کردیو شروع کردی با انگشتات بازی کردن
من از خوشحالی به محض اینکه این صحنه رو دیدم چنان ذوق کردم که فریاد زدم واااااای دستشو داره تکون میده برامون
بعد هم شروع کردی به دلبری از من و بابایی و تا میشد وول زدی و پاهاتو تکون دادی اونقدر که خانوم دکتر چند بار هی تکرار کردن وای خدا چه پسر شیطونی!!
قربون شیطونیات برم که با این نیم وجب قدت خوب بلدی دلمونو چطور آب کنی!!
وقتی از مطب اومدیم بیرون زنگ زدیم به هر دو مادر جونای مهربون و همه رو کلی شاد کردیم با این خبر
عزیزم همه ما بی صبرانه منتظر ورودت به جمع گرم و صمیمی خودمون هستیم
خدایاااااا از تو توناتر نمی شناسم... پسرم رو به خودت سپردم
بازدید : 59 مرتبه | موضوع :
بالاخره رسیدیم به هفته 20 ... خدایااااااااا شکررررت
نصف راه رو به لطف خدا پشت سر گذاشتیم و بی صبرانه منتظر ورود این فرشته آسمونی به جمع گرم دو نفرمون هستیم (اشالله). این روزا گاهی حرکاتت رو خیلی واضح حس میکنم حتی چند روز پیش اینقدر محکم ضربه میزدی که برای اولین بار بابا احمد هم حسشون کرد و کلی شیمک مامانی رو بوسید
اما همیشه هم اینطوری نیست و بیشتر وقتا فسقلی مامانشو میذاره تو دلهره و تکون زیادی نمی خوره یا حداقل من زیاد حس نمی کنم. تو اینجور لحظه ها هیشه خودم و شاخه نباتمو به خدا میسپرم و توکل میکنم به خودش
فردااااااااااااااااااا قراره بریم برای سونو که بالاخره رونمایی کنیم ببینیم جیگر طلای ما جنسیتش چیه. البته مامانی خودت میدونی که هر چی باشی بیشتر از هر چیزی تو دنیا دوست داریم و برامون هیچ فرقی نداره. خلاصه که دل تو دلم نیست فردا برم شاخه نباتمو ببینم 
خدایااااااا از تو تواناتر نمی شناسم... زندگیمو دست خودت سپردم مراقبش باش
بازدید : 74 مرتبه | موضوع :
ما وارد هفته 19 شدیم هورااااااااااااا
مامانی دیگه لگداتو بهتر حس میکنم قررربونت برم عزیزم که اینهمه شیطونی. راستی هفته دیگه داریم میریم برای سونو که جنسیت شما رو هم بفهمیم . یه خبر خوب دیگه هم برات دارم و اون اینکه بابایی برات هنوز نیومده یه پیانو خریده که فردا پس فردا میارن برامون. آخه همه عشق بابایی اینه که نفسش ساز زدن بلد باشه. برای اینکه این دوران برای هممون زودتر و شادتر سپری بشه قرار شده که یه معلم بگیریم و بیاد بهمون پیانو درس بده که مامان و بابا از عشقشون عقب نمونن
بابایی اینقدر خوشحاله که حد نداره... خوش به حالت عزیز دلم که یه بابای خوب و دلسوزی داره که هنوز نیومده همه جونش شدی. منم کلی عشق میکنم هر دوی شما رو سالم میبینم و همیشه دعا میکنم برای هر دوتون
هفته دیگه با کلی خبرای خوووووب میام و مینویسم
بازدید : 49 مرتبه | موضوع :
جیگر ماماااااااااااااااااان امروز برای اولین بار تکوناتو حس کردم
اولش یه کم شک داشتم که تکونای خود فسقلیته یا نبضه دلمه اما چند لحظه بعد وقتی یه ذره اونور تر وول خوردی دیگه مطمئن شدم که اون پاهای کوشولو و خوشملته قربونت برم 
امروز دقیقا 15 هفته و 4 روزته (یعنی تو هفته 16 هستیم) و دیگه چیزی نمونده که به نیمه راه برسیم. عزیزم تو شکم مامانی که هستی حسابی به خودت برس تا وقتی اومدی بیرون تپل مپل باشی خوشمل مامان 
هنوز نمی دونیم که دخملی یا پسمل... اصلا هم برامون فرق نداره که چی باشی مامانی مهم اینه که سالم باشی عزیزکم اما چون جنسیت رو نمیدونیم زیاد هم نمیتونیم بریم خرید!! با این حال 8 تا بادی خوشمل کوشولو برات خریدیم که هر وقت نگاشون میکنیم دلمون ضعف میکنه که کی بشه بیای و اینارو تنت کنم
خدایاااااااااااااااااا از تو توانا تر و قادر تر نمی شناسم، بچمو دست خودت سپردم مراقبش بااااش 
بازدید : 41 مرتبه | موضوع :
کودک شما چگونه تغییر می کند؟
اندازه كودك شما از سر تا پا در حدود 8.9 سانتي متر و تقريبا به اندازه يك ليمو است و حدود 60 گرم وزن دارد. بدن او سريعتر از سر او رشد مي كند و سر او اكنون بر روي يك گردن خوش تركيب تر قرار گرفته است! در آخر اين هفته، دستهاي او درازتر شده اند و اندازه آنها با كل بدن او متناسب است. با اين حال پاهاي او بايد كمي بزرگتر شوند تا با بقيه اندامهاي او متناسب شوند. همچنين به تدريج پوششي از موهاي كرك مانند و بسيار نرم (كه لانوگو يا كرك جنيني ناميده شده و نازك، بي رنگ و فاقد مغز هستند) تمام بدن او را خواهد پوشاند. كبد او توليد صفرا را در اين هفته آغاز مي كند، كه اين امر نشان مي دهد كه كبد فعاليت مناسبي دارد؛ طحال نيز همكاري خود را در توليد گلبولهاي قرمز خون آغاز مي كند. او ادرار نيز توليد مي كند و آن را به داخل مايع آمنيوتيك مي ريزد؛ اين كار، يك فرآيند طبيعي است كه تا زمان تولد او ادامه خواهد داشت. شما هنوز هم قادر نخواهيد بود حركتهاي كودك خود را احساس كنيد، اما دستها و پاهاي او كه اكنون حدود 1.25 سانتي متر طول دارند فعالتر و انعطاف پذيرتر شده اند. از آنجايي كه مغز او ارسال پالسهاي عصبي را آغاز كرده است، گاهي اوقات ماهيچه هاي صورت او تغييراتي را نشان مي دهند كه به صورت نگاه با چشمهاي نيمه باز، اخم كردن و شكلك درآوردن ديده مي شود. اكنون كودك شما مي تواند چنگ بيندازد و همچنين مي تواند انگشت شست خود را بمكد!
شما چگونه تغییر می کنید؟
با كاهش و از بين رفتن تدريجي عوارض اوليه حاملگي مانند تهوع، خستگي و درد سينه، شما انرژي بيشتري به دست آورده و از تغييرات بدن خود احساس خوشايندتري خواهيد داشت. هر چند ناحيه بالايي رحم تنها كمي بالاتر از استخوان لگني قرار دارد، اما همين ميزان رشد كودك نيز كافي است تا شكم شما را اندكي جلو بياورد. جلو آمدن شكم يك مرحله مهيج در حاملگي است و مي تواند براي شما و همسرتان، يك نشانه آشكار از وجود كودكي كه در انتظارش هستيد، باشد. كمي از وقت خود را براي فكر كردن، خيالبافي و لذت بردن از اين وضعيت اختصاص دهيد. اندكي نگراني در اين زمان، طبيعي است؛ اما همچنين مي توانيد از خوشحالي فرياد بكشيد، زيرا با شروع سه ماهه دوم، خطر سقط جنين به شدت كاهش يافته است. اكنون بر مراقبت از خود و كودكتان تمركز كنيد و ايمان داشته باشيد كه براي آنچه بعدا رخ خواهد داد، كاملا آماده ايد.
بازدید : 60 مرتبه | موضوع :
سلام عزیز دل مامان...
عزیز دلم دیگه یواش یواش داری بزرگ میشیاااااا... اشالله عروسیتو ببینیم عزیزکم.
امروز دقیقا 10 هفته و 5 روزته. بهدونه مامان تو یه فرشته خیلی خوش قدم برای همه ما هستی که با ورودت همین جور خیر و برکت و شادی داره وارد زندگیمون میشه.
اول از همه اینکه دیروز عقد عمه مهسا بود.
درست از روزی که فهمیدیم خدا تو رو به ما هدیه داده عمه مهسا هم در شرف ازدواج قرار گرفت و دیروز یه مراسم خیلی نازی داشتن. فرشته مامان براشون دعا کن که خوشبخت باشن و هر وقتی که خواستن بابا و مامان یه فرشته نانازی مثل خودت بشن اما مامانی فکر کنم دیروز یه کمی اذیت شدی
آخه مامان هم دل درد بدی گرفته ببخشید عسلم که اذیتت کردم اما از امروز کلی استراحت میکنم که سرحال بشی مامانم 
عمه مهسا و عمو حامد ازدواجتون مبارررررررررررک
یه خبر خوبه دیگه هم اینه که امروز بابا احمد ترفیع گرفته و کلی خوشحالیم.
بابای خوب و مهربون و زحمت کش اشالله همیشه سالم باشی و تو کارت روز به روز موفق تر بشی
بازدید : 118 مرتبه | موضوع :
بهدونه عزیزم اول از همه مامان رو ببخش که زود به زود مطلب نمیذاره تو وبلاگت آخه عزیزکم این چند وقته یه کم حالم خوب نبود. عشق مامان شما تازه داری شکل میگیری و بدن مامان هنوز عادت نکرده اما قووووووووول که از این به بعد یه مامان زرنگ بشم 
بهدونه کوچولوی من ، من و بابابی دیروز رفتیم که صدای قلب موشولوتو بشنویم. ساعت 7 بعداز ظهر وقت داشتیم که ساعت 8 نوبتمون شد. طفلی بابایی روزه بود اما چون عاشق بهدونه است همش میگفت حالم خوبه
وقتی که دراز کشیدم رو تخت مامانی قلبم از قلب کوشولوی شما هم تندتر میزد. تا خانوم دکتر شروع به سونو کردن گفتن بههههههههههه بهههههههه اینم نینی مااااااا. من و بابایی هم زل زده بودیم به مانیتور که ببینیمت نفس مامان. اول از همه سرتو نشونمون داد و بعد هو دوتا خط کوشولو که قربونتتتتتتتت برررررررررررررررررم پاهای نازت بود. بعد هم دستاتو بعد هم یه نقطه ای که تند و تند میزدددددد خدااااااااااا این قلب فرزند منههههههههههه صدای دستگاه رو که زیاد کرد مامانی دیگه نتونست گریه شو کنترل کنه
بابایی هم شروع کرد صدای قلبتو ضبط کنه. قلبت مثل یه قطار در حال حرکت تند تند میزد. بابا داشت صدارو ضبط میکرد که من خندیدمو شما حرکت کردی و صدای قلبتم محو شد
معلومه از الان شیطونیااااا عزیزم
از دیروز تا حالا من و بابایی از خوشحالی همش قربون صدقت میریم نفسکم 
امیدوارم قلبت سالیان سال سالم و آرووم و امیدوار بزنه
مامانی برای همه مامانای منتظر هم دعا کن که هر چه زودتر خدا یه فرشته کوشولو مثل تو بذاره تو بعلشون
بازدید : 88 مرتبه | موضوع :


